سیدمحمد رستگاری مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان یزد در یادداشتی به مناسبت روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی نوشت: تاریخ، در پهنه سرزمین ایران، همواره با سرانگشتان هنر و ایمان روایت شده است، اما در این میان، یزد حکایتی متفاوت و شنیدنی دارد. یزد، نه یک شهر در حصار جغرافیای کویر، که یک اراده سترگ تمدنی است؛ پاسخی هوشمندانه و نجیبانه به سخاوت اندک طبیعت که در قالبِ شاهکارهای معماری تجلی یافته است. اگرچه ۲۹ فروردین، روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی، در تقویم رسمی سپری شده است، اما برای دیار میراث جهانی، هر طلوع خورشید بر بلندای بادگیرهای افراشته، آغازی دوباره برای تجدید میثاق با ریشههایمان است. ما در این برهه از زمان، نیازمند بازخوانی این حقیقت هستیم که چرا یزد، همچنان به عنوان میراث زنده در جهان میدرخشد؟ پاسخ این پرسش حیاتی را باید در پیوند ناگسستنی میان دو مفهوم بنیادین حفاظت کالبدی و حفاظت معنایی جستوجو کرد.
۱. حفاظت کالبدی؛ پاسداری از کالبدِ خشتی و اصالت شکوه
حفاظت کالبدی، نخستین سنگر و جبهه ما در دفاع از شناسنامه تاریخی و تمدنیمان است. وقتی از پهنه ۷۴۳ هکتاری بافت تاریخی یزد سخن میگوییم، از مجموعهای بیبدیل حرف میزنیم که در آن، هر خشت و هر ملات کاهگل، حامل دانش مهندسی و تجربیات هزارساله نیاکانی است که پایداری را نه در سختی سنگ، که در انعطاف و مهربانی خاک جستوجو میکردند. حفاظت کالبدی در نگاه تخصصی ما، صرفاً به معنای مرمت یک دیوار فرسوده یا بازسازی یک طاق آسیبدیده نیست؛ بلکه به معنای حفظ دقیق اصالت و یکپارچگی بناست.
ما در ادارهکل میراثفرهنگی استان، بر این باوریم که هرگونه مداخله کالبدی در این بافت حساس، باید با رعایت استانداردهای جهانی و با تکیه بر تکنولوژیهای سنتی و مصالح بومی انجام شود. استادکاران و معماران سنتی ما، با سرانگشتان هنرمند خود، در واقع نه فقط گل و سنگ، که روح تاریخ را مرمت میکنند. اما باید به این نکته کلیدی توجه داشت که کالبد، بدون روح، جسمی بیجان و تهی است. اگر ما زیباترین خانههای تاریخی را با صرف هزینههای گزاف مرمت کنیم اما پیوند ارگانیک آنها را با ریشههای کارکردیشان قطع کنیم، عملاً به جای میراث زنده، تنها یک پوسته ظاهری و موزهای بیروح را حفظ کردهایم. از این رو، حفاظت کالبدی برای ما، ظرف و زمینهای است برای تحقق هدفی والاتر به نام حفاظت معنایی.
۲. حفاظت معنایی؛ جانی دوباره در قلب تپنده کویر
حفاظت معنایی، لایه عمیقتر، انسانیتر و ماندگارتر میراثبانی در عصر معاصر است. این مفهوم بر این اصل بنیادین استوار است که ارزش یک بنای تاریخی، تنها به تقارن ایوانها یا زیبایی گرهچینیهای آن نیست، بلکه به آن معنا و زندگیای است که در بطن و متن آن نهفته است. در یزد، معنا یعنی طنین صدای زندگی در کوچههای آشتیکنان؛ معنا یعنی نیایشی که در زیر گنبدهای فیروزهای و در سکوت شبهای کویر جریان دارد؛ معنا یعنی دانش سنتی و اعجابانگیز تقسیم آب در دل قناتهای ژرف و حرمت نان و نمکی که همچنان در سفرههای بیآلایش یزدی جاری است.
حفاظت معنایی یعنی ما با تمام توان اجازه ندهیم خانههای تاریخی شهر جهانی، از سکنه بومی و اصیل خود خالی شده و صرفاً به بناهایی تزئینی یا ویترینهایی برای تماشای گذرا تبدیل شوند. ما نیازمند آن هستیم که زیستجهان یزدی را با تمام جزئیاتش حفظ کنیم. وقتی یک خانه تاریخی، کارکرد اجتماعی و خانوادهمحور خود را حفظ میکند و صدای بازی کودکان و زمزمه همسایگان در ساباطهای آن میپیچد، آنجاست که حفاظت معنایی به معنای واقعی رخ داده است. در این نگاه، صیانت از میراث ناملموس — از آیینهای مذهبی و ملی گرفته تا هنرهای سنتی، صنایعدستی و فرهنگ بینظیر مهماننوازی — همسنگ و همتراز با مرمت خشتها و سقفها اهمیت مییابد. یزد، زمانی در فهرست میراث جهانی مانا میماند که انسان یزدی با همان فرهنگ قناعت، صلح و سختکوشی، در آن نفس بکشد و زندگی کند.
۳. یزد؛ الگوی جهانی تابآوری و پایداری در هزاره سوم
شعار جهانی امسال که بر محور میراث زنده میچرخد، تلنگری هوشمندانه برای مواجهه با چالشهای پیچیده جهان معاصر است. جهان امروز که با بحرانهای اقلیمی، کمآبی و فرسایشهای هویتی دست و پنجه نرم میکند، بیش از هر زمان دیگری به یزد نیاز دارد. یزد، یک آموزگار بزرگ و یک دانشگاه سرگشاده برای آموزش پایداری به بشریت است. معماری یزد، معماری سازگاری و تسلیم نشدن است.
بادگیرهای این شهر، نه تنها نماد زیبایی و شکوه بصری، بلکه شاهکار مهندسی انرژی هستند که بدون مصرف کمترین سوخت فسیلی، در اوج تفتیدگی تابستان، نسیم آسایش را به اهل خانه ارمغان میدهند. این همان پیامی است که انسان سرگشته امروز، تشنه شنیدن آن از زبان خشتهای کهن ماست. در این مسیر، ما در ادارهکل میراثفرهنگی بر آنیم تا دانش نوین و فناوریهای روز را در خدمت این سنتهای اصیل قرار دهیم. پایش هوشمند بافت تاریخی و استفاده از فناوریهای نوین برای مدیریت مخاطرات، بخشی از استراتژیهای پیشگیرانه ماست. اما باید تاکید کرد که قدرت اصلی و تمامنشدنی یزد در مشارکت اجتماعی نهفته است. هر شهروند یزدی، در واقع یک میراثبان آگاه و دلسوز است که پیوندی عاطفی، تاریخی و هویتی با وجب به وجب این خاک دارد و همین غیرت هویتی، معتبرترین ضامن برای بقای ابنیه تاریخی ماست.
۴. اقتصاد هویتمحور؛ بازآفرینی کارکرد در رگهای بافت تاریخی
یکی از ارکان اصلی تداوم حیات در بناهای تاریخی، تعریف و بازآفرینی کارکردی است که به بنا شأن، اعتبار و پویایی ببخشد. ما معتقدیم میراث فرهنگی میتواند و باید به عنوان یک پیشران اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال کند، اما این مسیر هرگز نباید به قیمت تخریب اصالت و یکپارچگی آثار تمام شود. توسعه گردشگری پایدار در یزد، بر پایه احترام عمیق به جامعه محلی و حفظ آرامش و سکون بافت تاریخی استوار شده است. تبدیل ابنیه تاریخی به مراکز فرهنگی، پژوهشی، هنری و فضاهای خلاق اشتراکی، نمونههایی موفق از بازگرداندن حیات به کالبد قدیمی شهر است. ادارهکل میراثفرهنگی استان با تسهیلگری برای حضور آگاهانه و دلسوزانه بخش خصوصی و حمایت همهجانبه از مالکان اصیل و دغدغهمند، به دنبال آن است که سرمایهگذاری در بافت تاریخی، نه یک ریسک، بلکه یک افتخار ملی و فرصتی بیبدیل برای توسعه پایدار و سبز باشد. پیوند ارگانیک میان معیشت مردم و حفظ میراث، کلیدیترین راهبرد ماست تا بناها، خود حافظ زندگی و رونق سفرههای مردم بافرهنگ این دیار باشند.
۵. یزد؛ سفیر بلندآوازه فرهنگ ایران در جغرافیای جهانی
ثبت جهانی یزد، این شهر را از حصار مرزهای جغرافیایی فراتر برده و بر قلل رفیع تمدن بشری نشانده است. یزد امروز، زبان گویا و سفیری سربلند برای پیام صلح، دوستی و همزیستی مسالمتآمیز ادیان و فرهنگهاست. ما در مجامع بینالمللی، یزد را به عنوان الگویی بیرقیب معرفی میکنیم که در آن پیشرفت و پویایی، نه تنها ریشههای سنت را نمیسوزاند؛ بلکه از شیره جان آن تغذیه کرده و شاخ و برگ میدهد. تقویت دیپلماسی میراث و تبادل دانش فنی و تخصصی با سایر شهرهای تاریخی جهان، گام بزرگی است که در جهت اقتدار فرهنگی و هویتی کشور برمیداریم. یزد با صلابت ثابت کرده است که میتوان جهانی بود و در عین حال، عمیقاً ایرانی، مومن و اصیل ماند.
سخن پایانی: میثاقی ابدی برای تمام روزها و نسلها
در پایان، ضمن پاسداشت مجدد همت بلند و تلاشهای بیوقفه و شبانهروزی تمامی میراثبانان، معماران، مرمتگران، پژوهشگران و به ویژه مردم نجیب و متدین استان یزد، تاکید میکنم که برای ما، صیانت از این گنجینه بیبدیل، هرگز محدود به یک روز یا یک هفته در تقویم نیست. ما نگهبانان امانتی هستیم که از اعماق تاریخ و از میان توفانها به سلامت به ما رسیده و رسالت سنگین ما، سپردن سالم، پویا و زنده آن به نسلهای فرداست. تعهد ما در قبال یزد جهانی، صیانتی همهجانبه و هوشمندانه است؛ صیانتی که هم کالبد خشت را با عشق مینوازد و هم معنای نهفته در بطن این خاک را با تمام وجود پاس میدارد. با استعانت از پروردگار متعال و در سایه خرد جمعی، اجازه نخواهیم داد غبار فراموشی یا بیمهری بر سیمای این کهندیار بنشیند؛ چرا که یزد، نه فقط متعلق به ما، بلکه میراثی ماندگار برای تمام فرداها و پیامی روشن برای صلح، قناعت و پایداری در پهنه گیتی است.
پاینده باد ایران، مانا باد یزد جهانی
انتهای پیام/

نظر شما